بسم الله الرحمن الرحیم
۱- دریافت فایل pdf «روایت تصویری برخی از پیشگویی های استاد ایلیا»
۳- دریافت فیلم برای اینترنت پر سرعت
۴- متن کامل:
موضوع:
روایت تصویری برخی از پیشگوییهای استاد ایلیا (پیمان فتاحی )
مقدمه : صحبت های خانم دکتر پریس کی نژاد سخنگوی جمعیت ال یاسین
( حامیان ایلیا میم )
یکی از موضوعاتی که دایره ی مذاهب وزارت اطلاعات در طول 3 سال گذشته سعی داشته که آن را به انحا مختلف زیر سوال ببرد و رد بکند تجربیات و گزارش های مردمی در ارتباط با معلم بزرگ علوم باطنی ایلیا میم است . در واقع چون اساس و پایه ی این موضوع اخبار مکتوم این تجربیات و گزارش های مردمی است دایره مذاهب به طرق مختلف مثلاً به میان کشیدن تردیدهای بدبینانه یا ارائه ی یک سری اخبار بدیهی ولی جعلی ،یا جابجایی اسم گزارش دهنده ها ، یا همچنین شهادت بعضی از افرادی که خودشان سرباز دایره ی مذاهب هستند سعی کرده که به یک شکلی این گزارش ها را زیر سوال ببرد. از مصادیقی که در این ارتباط به چشم می خورد و می توانم عنوان کنم
موضوع پیش بینی واقعه ی 11 سپتامبر است که اینها در محافل مختلف سعی کردند که به یک شکلی وانمود کنند که ایلیا میم واقعه ی 11 سپتامبر را دو روز بعد از آن اتفاق به یکی از شاگردانش گفته بود و اسم شخصی را هم در این ارتباط می آورد، آقای مهندس محسن نمکیان هست . در اینجا یک فرصتی فراهم شده که حالا همانطور که قول داده بودم که با استفاده از حضور خود آقای مهندس محسن نمکیان به بررسی و تشریح و روشن کردن این موضوع بپردازند .
سخنرانی : آقای مهندس نمکیان
بسم الله الرحمن الرحیم من محسن نمکیان هستم . عضو جمعیت ال یاسین و در اینجا قصد دارم در ارتباط با مجموعه ای از پیشگوییهای استاد ایلیا میم رام الله ،پیشگوییهایی که بعدا به وقوع پیوستند صحبت بکنم.امروز چهارشنبه است 11 شهریور 1388 . قبل از ورود به اصل صحبت فکر می کنم چند مقدمه را خیلی کوتاه و سریع عرض کنم . اول اینکه موضوع پیشگویی ها همانطور که خود ایلیا هم، چه در همان زمان هم که ارئه می کرد این پیشگوییها را و چه بعدا،به دفعات تصریح کردند، مرتبط است با یک تکنولوژی ذهنی، در واقع یک توانایی اکتسابی که قابل وصول است. این موضوع ارتباطی با موضوع غیب گویی ندارد و از موضوع غیب گویی کلا متفاوت است. این مطلب اول . موضوع دوم چرایی بیان این پیشگویی هاست. خب مثل خیلی چیزهای دیگر که طی این حدود دو سال گذشته رخ داده موضوع پیشگویی های مرتبط با وقایع 11 سپتامبر از جمله چیزهایی است که توسط اداره ی ادیان و فرق وزارت اطلاعات به تحریف کشیده شده ، با قصد اینکه انکار کند و وانمود بکند که چنین چیزی واقعیت نداشته . خب این موضوع پیشگویی ها را من مستقیم
با آن مواجه شدم بعد متوجه شدم که ظاهرا مواردی را به من منسوب کردند، از قول من مسائلی ظاهرا نقل شده که تحریفی است. دو تا موضوع را با هم مخلوط کردند ،یک بخشی که مربوط به دوست دیگری بوده که آن را هم روایت خواهم کرد . با بخشی که مربوط به من است اینها را مخلوط کردند و از قول من موضوع را نقل کردند و در نهایت هم در نشریه ی ویژه نامه ای که منتشر شد به اسم
سراب، فکر می کنم دو هفته ی گذشته.موضوع را به گونه ی دیگر ی ابهام آلود کردند. این دلیل انجام این کار است.موضوع پیش گویی ها به طور کلی چیست؟ در چند حوزه ی مختلف است؟یکی پیشگویی خود وقایع 11 سپتامبر است یکی مجموعه ای از پیش گویی های مرتبط با وقایع بعد از حادثه ی 11 سپتامبر در واقع مربوط به جنگ افغانستان .یک سری مجموعه های پیشگویی هایی از مسائل کلیدی
خاور میانه مرتبط با جنگ 33 روزه، مرتبط با وقایع لبنان و سوریه . اینها مجموعه ای از پیشگویی هاست که به وقوع پیوسته. اینها رادر همین جا روایت میکنم به شکل های مختلف. خب موضوع واقعه 11 سپتامبر را به این شکل من وارد روایت می شوم. واقعه ی11 سپتامبر همانطور که حتما هم در خاطر شما هست وقایعی بود که جهان را در بهت فرو برد ، چه مردم عادی چه سیاستمداران.
رهبران کلان کشورها چند روز بهت زده بودند ونمی توانستند موضعی بگیرند و واکنشی نشان بدهند. در همان مقطع موقعی که قبل از شروع وقایع 11 سپتامبر بود من با ایلیا یک ارتباط نزدیکی داشتم تا مدتی بعد از وقایع11 سپتامبر و جنگ افغانستان موضوع به درازا کشید. حین این ارتباط این مجموعه ی پیشگویی ها آن قسمتش که مرتبط با من می شود ، به وقوع پیوستند. در آن وقت هم من اخبار روز جهان را از سایت های معتبر بین المللی انگلیسی زبان و فارسی زبان با دقت پیگیری میکردم و در آن مقطع در جریان اخبار روز بودم.
بعد مجموعه ی پیش گویی ها هم در همین مقطع رخ داد یعنی اینکه در طی آن ارتباطی که من با ایلیا داشتم در آن مقطع ایلیا مجموعه ای از مسائل را عنوان کرد. مثلا یک شب ایلیا به من گفت که آمریکایی ها می خواهند یک جنگ نوینی را در افغانستان به راه بیندازند ،جنگ آنها مخابراتی و الکترونیکی خواهد بود.
مدتی بعد دونارد رامسفلد وزیر دفاع امریکا گفت (این خبر را من از تلویزین ایران مشخصا دیدم) که ما در افغانستان جنگ نوینی را به راه خواهیم انداخت،جنگ ما جنگ الکترونیک خواهد بود.همان چیزی که در عمل هم دیدیم به وقوع پیوست نحوه ی آن موشکباران ها که با استفاده از سیستم های ماهواره ای رخ میداد، نحوه ی شنود های بی سیم و اینکه چطور در واقع نیروهای طالبان را در تله می انداختند از این طریق و مسائل مختلفی که همان موقع در اخبار مطرح می شد در عمل گواه این موضوع بود از جمله مسائل دیگری که پیش بینی اش توسط ایلیا صورت گرفت و به وقوع پیوست خاطرم هست که یک مقطعی خیلی فضا بسته و نزدیک شده بود به اینکه طی چند روز آینده بن لادن دستگیر خواهد شد. یک چنین فضای خبری حد اقل برای من بوجود آمده بود، در ذهن من ایجاد شده بود که این اتفاق به زودی خواهد افتاد . در همان مقطع ایلیا به من گفت که بن لادن طی چند روز گذشته در منطقه ی سر حدات پاکستان بوده.من آن موقع دیدگاهی هم نداشتم که این منطقه اصلا کجا هست ،خود ایلیا مقداری را برای من همان موقع توضیح داد و مقداری را هم بعدا متوجه شدم که یک منطقه ای است در مرز پاکستان و افغانستان. این منطقه تحت کنترل و نظارت دولت مرکزی پاکستان نیست.یک طوری است که مرز پاکستان و افغانستان هم آنجا اصلا مشخص نیست کجاست و بعد ها هم شنیدم که حتی مثلا مردم افغانستان بدون ویزا از طریق همانجا وارد پاکستان میشوند و بالعکس از طرف پاکستان هم وارد افغانستان می شوند.خب ایلیا گفت : که طی چند روز گذشته بن لادن در منطقه ی سرحدات بوده . توجه کنید من اخبار را در این شرایط دقیق دنبال می کردم و اینکه فضای عمومی هم فضایی بود که تصور بر این بود که بن لادن به زودی دستگیر خواهد شد . چند روز بعد یکی از مقامات دولت پاکستان اعلام کرد طی چند روز گذشته بن لادن در منطقه ی سرحدات پاکستان مخفی شده بود. از جمله پیش بینی های دیگری که توسط ایلیا صورت گرفت باز یک مقطعی بود که در واقع تمام تحلیل آمریکایی ها ،تمام اطلاعاتی که از قلب اطلاع رسانی موضوع بیرون می آمد بر این استوار بود که امریکایی ها دارند وانمود میکنند که هسته ی مرکزی انجام دهنده ی کار ، عربها بودند که یک لیست 19 نفره هم منتشر کردند. همه اسامی عربی بود. ایلیا گفت: که اما اینطور نیست ، در واقع هسته ی مرکزی انجام کار ، موضوع بر عکس است ، آمریکایی ها هستند. چند روز بعد یک خبری به بیرون درز کرد که مربوط می شد به خلبان های یکی از این پرواز هایی که این وقایع 11 سپتامبر از طریق آنها رخ داده بود و هویت امریکایی آنها و فضای رسانه ای را چند روزی به خود مشغول کرد. البته این خبر به دلیل اهمیتش ،به دلیل حساسیتش ، خب مخلوط شد با تعداد زیادی شایعه و توی فضای رسانه ای گم شد، خیلی توجه زیادی را جلب نکرد. خب این روز ها هم می بینیم که خیلی صحبتی از این موضوع نیست. از جمله مسائل دیگری که ایلیا پیش بینی کرد ، در موضوع جنگ افغانستان که این موضوع به نظر شخص خود من خیلی شاخص تر است ،چه نوع خبری که ایلیا پیش گویی کرد و چه نوع به وقوع پیوستنش هر دوی این ها مهم است. یک شب باز در آن فضایی بودیم که تصور بر این بود که بن لادن دستگیر خواهد شد و جنگ به زودی پرونده اش بسته خواهد شد با شکست طالبان. ایلیا به من گفت که بن لادن یک حربه ی نهایی دارد، یک تیر ترکش نهایی را دارد که به راحتی هم شلیکش نمی کند و آن چیست؟ بن لادن یک چمدان هسته ای دارد که آن را از قزاقستان خریداری کرده و ایلیا توضیحاتی داد مبنی بر اینکه فرم خریداری بسیار پیچیده بوده و از کانال های مختلف به گونه ای که حتی خود فروشنده هم نمی داند که در واقع محصول این بمب را چه کسی دارد خریداری می کند. حدود 20- 25 روز بعد ،یک فاصله زمانی زیاد در همین حدود 20-25 روز بعد یک روزنامه پاکستانی به اسم down، خبرنگارش یک مصاحبه ای کرده بود با بن لادن و جالب این بود که در همان مصاحبه بن لادن گفته بود ، که من یک چمدان هسته ای دارم.عین کلامی که ایلیا به کار برده بود و گفته بود که من آن را از یکی از کشور های آسیای میانه خریداری کرده ام و توضیح داد که حالا یک قیمتی هم گفته بود به اینکه با صرف این مقدار هزینه به راحتی می شود این را تهیه کرد و کار خیلی شاقی نیست. خب در واقع این 25 روزی که من عرض کردم اعلام خطر بن لادن بود به آمریکایی ها و طبیعتا این خبر نمی توانست قبل از این اصلا منتشر شده باشد چون اگر منتشر شده بود اینقدر اهمیت داشت که در عالم رسانه ای صدا کند .موضوع پیشگویی ها بیشتر از این صحبت ها است. غرض ارائه ی چند نمونه که موضوع به این شکل بوده که من عرض می کنم، اما در خلال همین وقایع یک اتفاق دیگر هم افتاد که باز مرتبط با همین پیشگویی است. پیشگویی دیگری که ایلیا در واقع ارائه کرد، منتها مکانیزم بیان به شکل دیگری بود، در همان مقطع یک ارتباط زیادی با ایلیا داشتم، ایلیا در یکی از شبهایی که منزل من بود مواردی را روی یک سری برگه های کوچک نوشت بعد این برگه های بسته بندی شده دورش را با چسب نواری چسبانده و رویش تاریخ زده بودند را تحویل گرفتم (به تاریخ روز و به این شکل نوارپیچی شده ). بسته ها هم خیلی کوچک بود . ایلیا به من تاکید کرد که خیلی مراقب اینها باش که در واقع یک جایی پنهان کن، به هیچکس نگو که اینها کجا پنهان شده حتی به خود من هم نگو. ایلیا خیلی تاکید زیادی کرد بر دقت در نگهداری این برگه ها. من هم همین کار را کردم. بعد برگه ها را داخل یکی از کیسه های مهر نماز که سبز رنگ هست ریختم آن را دوختم خیلی هم محکم دوختم بعد این بسته را داخل چندین پلاستیک گذاشتم و در نهایت من آن موقع در منطقه کن زندگی می کردم و خانه من دیوار به دیوار آن باغ های کن شروع می شد.یک شب خیلی با وسواس رفتم یک جایی این بسته را که داخل چندین لایه پلاستیک پیچیده شده بود با این کش هایی که روی در ماست می گذارند چندین بار پیچیده بودم که به هیچ وجه رطوبت هم واردش نشود. و در نهایت یک جایی چالش کردم. از این موضوع یک سالی گذشت . بنا بر این شد که حالا با یک تمهیداتی ما این برگه ها را باز کنیم یک تعدادی از دوستان آمدند با هم این برگه ها را از آنجایی که من مخفی کرده بودم و تا آن موقع هیچ کس نمی دانست که کجاست خارج کردیم. بعد یک جلسه ای منزل یکی از دوستان گذاشته شده بود یک طیفی از افراد که آن موقع به اسم بچه های محسن شناخته می شدند فکر می کنم 30-35 نفر بودند. بچه های محسن منظور کسانی که من مسئولیتشان را داشتم. در آن جلسه این برگه ها باز شد در سالگرد وقایع 11 سپتامبر هم بود. در آن جلسه برگه های دیگری مربوط به دوست دیگری هم باز شد که آن را هم روایت می کنم. در قدم اول این برگه ها عرض کردم داخل چندین بسته پلاستیک بودم یک سال از موضوع گذشته بود اینها زیر خاک بودند به این بسته خاک شده بود.وقتی شروع کردیم به باز کردن این گل ها ریخت . معلوم بود که بسته باز نشده بود.یادم هست که آن کیسه ای که عرض کردم دوخته بودم خیلی به سختی توسط یکی از دوستان باز شد چون محکم دوخته بودم. این ها چند تا برگه بودند آن تاریخی که قرار بود ما آن را باز کنیم و بخوانیم آن را بیرون آوردیم. بعد گفتم که دور این چسب نواری پیچیده شده بود اگر قبلا باز می شد،کاملا مشخص بود که باز شده. ودر نهایت برگه را خواند. این اتفاقات در سالگرد وقایع 11 سپتامبر رخ می دهد در آن جلسه دسترسی به اطلاعات نبود بعد از جلسه من تاریخ آن برگه را انطباق دادم. یعنی گشتم در اینترنت با وقایعی که در آن روز رخ می داد در آن روزی که این برگه نوشته شده بود ،چون وقایع را با دقت دنبال می کردم تا خبرها را دیدم بلافاصله فضا در ذهنم متبادر شد.که ما در چه فضایی بودیم که این برگه ها نوشته شده بود فضایی بود مبنی بر اینکه وقایع 11 سپتامبر رخ داده بود اما حمله به افغانستان هنوز شروع نشده یود یک فضایی بود که همه پیش بینی میکردند که امروز حمله می شود، فردا حمله میشود و پیشگویی ها همه اشتباه از آب در می آمد. منظورم روزنامه ها و رسانه ها و... بوده حتی مثلا یادم هست یکی از این روزنامه های انگلیسی که مخالف جنگ هم بود ،اگر اشتباه نکنم گاردین یا ایندیپندنت یکی از این دو تا بود. حتی پیش بینی کرد تا 48 ساعت دیگر این حمله رخ خواهد داد. حمله رخ نداد این برگه در آن فضا نوشته شده بود برگه را که باز کردم یکی از دوستان خواند. مضمون برگه این بود که این روزها همه منتظرند که حمله آمریکایی ها به افغانستان کی رخ میدهد؟ از زمان حمله هیچکس اطلاع ندارد وحتی آن نفرات هسته ی مرکزی در آمریکا هم خودشان خبر ندارند.
یک انفجار در عربستان و بعد حمله آمریکا به افغانستان. کسانی که اخبار آن موقع را دنبال می کنند در خاطرشان هست که انفجار یک بمب صوتی بود در عربستان که کشته هم نداشت اگر اشتباه نکنم در شهر خبر بود. که آن شهر را مطمئن نیستم. ولی این انفجار رخ داد و بعد از آن حمله به افغانستان صورت گرفت.این مجموعه مسائلی بود که در ارتباط با پیش گویی های وقایع 11 سپتامبر،جنگ بعد از جنگ افغانستان. من شخصا با موضوع مواجه شدم و یک قسمت مطلب را که عرض کردم 30-35 نفر افرادی هستند که آن قسمتی را که در جریان هستند طبیعتا شهادت خواهند داد. منظور اینکه می توانند شهادت بدهند. به موازات این مطلب اتفاق دیگری برای یکی از دوستان رخ داد که این شخص را من می شناختم. ایشان از دوستان نزدیک من هستند. من با ایشان چند سال زندگی کردم. قضیه از این قرار بوده که یک روز این دوست ما با ایلیا بوده . ایلیا در واقع خبر پیش بینی فوت یکی از شاگردان خودش، آقای فرشاد مرادی را در آن موقع به این شخص اعلام می کند. بعد همان جا ایلیا دو برگه را مینویسد باز به همان شکل به آن شخص تاکید می کند که این ها را فقط خودت یک جا یی مخفی کن که فقط خودت مطلع باشی و هیچکس دیگری جز خودت مطلع نباشد . برگه ها را هم به همان شکل داخل نوار پیچیده بود.این دوست ما بسته ها را تاریخ خورده و به همان شکل بسته بندی شده جایی مخفی کرده بود. دو تا از این برگه ها هم در همان سالگرد وقایع 11 سپتامبر باز کردیم اما اتفاقاتی که بعد از تحویل دادن این برگه ها رخ داد آقای فرشاد مرادی، شاگرد ایلیا حدودا 10 روز بعد از این پیشگویی ایلیا فوت میکند. از طریق یک سانحه تصادف که برای ایشان رخ می دهد.بعد این موضوع می گذرد تا سالگرد وقایع 11 سپتامبر که حالا در همان جلسه ای است که مطالب چند دقیقه قبل هم در آن جلسه رخ داده. دو تا برگه هم مربوط به این دوستمان را آنجا باز کردیم یکی از آن برگه ها مربوط بود به پیشگویی مفصل تر چگونگی مرگ آقای فرشاد مرادی که با دقت و جزئیات مطلب پیشگویی شده بود و در آن برگه نوشته شده بود و مطلب دیگر مسائل مرتبط با 11 سپتامبرکه موضوع پیشگویی این بود که در تابستان2001 اتفاقی در آمریکا رخ می دهد که هزاران نفر بر اثر آن می میرند.که همانطور که حالا همه می دانند وقایع هم بعدا رخ داد اما آن چیزی که اداره ادیان و فرق وزارت اطلاعات موضوع را مخلوط کرده و مدعی اند که این نوشته ها 2 روز بعد از وقایع 11 سپتامبر نوشته شده و بعد از آن عجیب تر اینکه موضوع را به من نسبت دادند.در صورتیکه عرض کردم مطلب 10 روز قبل نوشته شده بود 10 روز قبل از فوت آقای فرشاد مرادی که وقایع 11 سپتامبر بعد از فوت ایشان رخ دادند.
در ثانی مربوط به کس دیگری بوده نه مربوط به شخص من.این موضوع پیش بینی خود وقایع 11 سپتامبر. وانگهی از این دو مطلب هم که بگذریم ایلیا پیش گویی های دیگری هم داشته که اینها در نشریه ی حرکت دهندگان منتشر شد. جنگ 33 روزه پیش بینی شد. نشریه هست و تاریخ انتشار نشریه مشخص است که این پیش گویی ها از طریق یکی از شاگردان ایلیا صورت گرفت. مقاله ای که منتشر شده در آن نشریه هست. زمان انتشار نشریه معلوم است در همان نشریه تغییر و تحولات در کابینه لبنان علاوه بر جنگ 33 روزه پیش گویی شده بود. در همان نشریه تحولات مربوط به سوریه و اتفاقاتی که در سوریه رخ خواهد داد پیشگویی شده بود. جدای از همه ی این ها مجموعه ای از استراتژی های پیشنهادی برای گذار ایران از موقعیت آن مقطع به خصوص در موضوع انرژی هسته ای مطرح شد. که آن موقع اینها صحبت مسئولین رسانه ای کشور و مسئولین سیاسی کشور نبود در رسانه ها این مسائل مطرح نبود بعد کم کم این ها به گفتمان جمهوری اسلامی تبدیل شد. باز این ها قابل بررسی در نشریه هست. و اینکه دیدم یکی از دوستان کار جالبی کرده بود که یک کتاب 300 صفحه ای نوشته در واقع فضا را ترسیم کرده، فضای رسانه ای ،گفت و گو هایی که افراد مطرح کردند، بعد از بیان آن استراتژی ها و اینکه نحوه ی تبدیل شدن استراتژی های پیشنهادی به استراتژی های عملی جمهوری اسلامی از طریق آن کتاب قابل رد یابی است.
در نهایت غرض از طرح این فیلم همان موقعی که این موضوع پیش بینی رخ داد آن قسمتی که مربوط به شخص من است همان موقع من اینها را می نوشتم و مستند میکردم از آن ها فیلم تهیه کردم و مثلا جالب است که در همان موقع ماموران اداره ادیان و فرق وزارت من را احضار می کرد بعد از اینکه ایلیا را دستگیر کردند.یکی از مسائلی که در آن جلسات توجیهی مطرح می کردند این بود که می گفتند: که ایلیا هیچ چیز خاصی ندارد منظورشان مسائل مربوط به اخبار مکتوم بود. می گفتند: اینها همه اش دروغ و حقه بازی و ترفند بود که من گفتم :که یکسری مسائل را من خودم دیدم آنها را چه کار کنم؟ گفتند: مثلا چی؟ گفتم موارد زیادی، مجاز نیستم بقیه موارد را مطرح کنم. اما یک مورد را به این شکل که در عموم مطرح بود(بچه های محسن.آن 30 – 35 نفر)اما تصورم هم این بود که عده نسبتا زیادی از این موضوع خبردار هستند، گفتم: همین وقایع 11 سپتامبر من با چشم خودم دیدم و با گوش خودم شنیدم که ایلیا20-25 روز قبل یک فاصله زمانی کاملا قابل توجه چمدان هسته ای بن لادن را مطرح کرد و بعد دیدم که عین این کلمه ی چمدان هسته ای از طریق خود بن لادن مطرح شد.سوال من این بود که من این را چه کار کنم؟ آنها به من گفتند که کلکی در موضوع بوده هر چه هم اصرار کردم که کلک را به من بگویید(نمی شود، محال است، چه کلکی ممکن است در موضوع وجود داشته باشد ) کلکی را هم نگفتند. همانطور که عرض کردم به همین شکل موضوع را به چیز دیگری تبدیل کردند. به این شکل مطرح شده که ایلیا وقایع 11 سپتامبر را درست 2روز بعد از وقوع پیش بینی کرده و نکته ی آخری که قصد دارم در ارتباط با صحبتم بگویم اینکه اگر بنا به دروغ گویی و شخص پرستی باشد،اگر بنا بر این باشد که من بیایم جلوی دوربین و تبلیغ کسی را بکنم و اگر بنا بر دروغ باشد ،می شد که موضوع را خیلی پیچ و تاب دار تر ، شاخ و برگ دار تر و خیلی بزرگتر مطرح کنم. و من عین آن چیزی را که خودم در جریانش هستم و کاملا مطمئن هستم که دوستم نیز با آن مواجه شده و کاملا مطمئن که ایشان راست می گویند را مطرح می کنم.نه چیزی بیشتر.در نهایت نه من ، بلکه خیلی های دیگر تجربیاتی خیلی بزرگتر از این صحبت ها از ایلیا داریم اگر بنا به تبلیغ کردن و مطرح کردن و شخص پرستی و اینجور مسائل باشد میشود هم کاملا راست گفت و وقایعی را که کا ملا رخ داده ،خود من و خیلی های دیگر چه از طریق ایلیا چه از طریق بعضی از شاگردان ایلیا دیدیم،خوب می توانیم آنها را مطرح کنیم اما نه موضوع این نیست. موضوع این است که این اداره ادیان و فرق وزارت اطلاعات در تلاش است که هر چیز مرتبط با ایلیا را مخلوط به دروغ کند و وانمود کند که این ها واقعیت ندارد. این کاری که من الان دارم می کنم در واقع واکنشی به کار های آن ها است. خوب طبیعتا اگر جلوتر بروند و اگر مسائل بیشتری را مطرح کنند کسانی که در جریان موضوع بوده اند و مطلب در ارتباط با آنها رخ داده آنها هم پیدا خواهند شد و کم کم شهادت خواهند داد.
والسلام
اخبار مکتوم : اخبار مکتوم خلا صه ای از بعضی اعمال خارق العاده ی استاد ایلیا میم رام الله یکی از معلمین نادر علوم باطنی مرتبط با انرژی زایی و بنا بر نشانههای معتبر و اسناد علمی، بزرگترین معلم روحزایی است که تا کنون به تجربه ی بشر رسیده است. گزارش هایی که درباره ی این روح بزرگ و متعالی وجود دارد حاصل مشاهدات و تجربه های ده ها تن از کسانی است که با وی برخورد و تماس داشته اند. این مشاهدات شدیدا توسط گزارش دهندگان تایید شده است.
No comments:
Post a Comment